SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :
آيا مى توان كسى را كه مى گويد حضرت فاطمه(عليها السلام) به شهادت نرسيده است، خارج از مذهب به شمار آورد؟
پاسخ آیت الله سید محمد صادق حسینی روحانی :
باسمه جلت اسمائه؛ چنين گفتارى گاه از موضع انكار و حق ستيزى در برابر روايات رسيده از امامان معصوم(عليهم السلام)سرچشمه مى گيرد، و گاه از نادانى و ناآگاهى و بى اطلاعى از رويدادهاى تاريخى و روايات رسيده; و اين دو باهم فرق مى كند; بنا براين، اگر از نوع دوم باشد، باعث خروج از مذهب نمى گردد، برخلاف قسم نخست كه روايات رسيده از امامان معصوم را عامداً انكار مى نمايند.
انتهای خبر / پ . س
2-شبهه درست است!!
در کل حرفتان را قبول دارم
مرحوم ایت ا... تبریزی در این باره فتوایی داشتند که مضمون آن اینست که کسیکه شهادت بی بی سلام الله علیها را انکار کند، بهره ای از فقه نبرده است...
اگر عمدا باشد که وضعش خیلی خراب است و جایش در ته آتش .
اگه جلوی منکرین شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) مقابله نکنیم نتیجه اش وجود افرادی است که وجود زهرای سه ساله امام حسین(علیه السلام) رو انکار می کنند!!!
بیخود مردم رو فریب ندهید.من خودم یک شیعه هستم و با اعتقاد کامل میگم حضرت زهرا(س) شهید نشده اند.
اینم فیلمش:http://www.youtube.com/watch?v=4Tw0I2W9Ezg
روایت هایی که شما از به اصطلاح کتب شیعه در این مورد ذکر میکنید هیچکدام سند درستی ندارند.لطفا همین مناظره رو البته بدون سانسورش رو نه از سایت ولی عصر ببینید تا انشاء الله به حقیقت برسید.
با این ضمیر خاموشت منکرآفتاب در روز شده ایی
در ثانی گذشته از روایات بسیاری که خود اهل سنت دارند و دلالت بر شهادت حضرت زهرا دارد ، باید از امثال شما پرسید چرا تا زمانی که روایات شهادت حضرت زهرا از فرزندان خود حضرت زهرا در کتب شیعه موجود است شما به آنها نگاهی نمی کنید؟
اهل البیت اعلم بمن فی البیت
خدا رحمت کند همه محدثین شیعه را که در طی قرنها اسناد و روایات مربوط به مظلومیت حضرت صدیقه طاهره را حفظ و نگاهداری کردند تا مردم بدانند امت پیغمبر مودت فی القربی را چگونه معنا کردند.
خوب اگه شهیده نشده آقای شیعه بگید الان قبر مادرم فاطمه سلام الله علیها کجاست؟؟؟
چراشبانه دفن شدند؟؟؟
قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّيقة شهيده.
اصول كافى ج 1، ص 381
این چه افکار پلیدیه!
این چه افکار ضاله ای!
آخه شما چرا اینا رو نشر میدین؟
د آخه این فکر و نظر ضاله رو پخش کردی چرا جواب این منحرف رو نمیدی؟حتما چون بحرینی به دادگاه روحانیت احضار شده کسی دیگه نیست که نظرا رو کنترل کنه یا ویرایش کنه یا جواب بده!
آخه شما چرا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا؟؟؟؟؟؟؟
آخه youtube هم شد منبع که این منحرف معرفی کرده آخه برگشته می گه حقیقت روشن بشه!!! چرا جواب اینو ندادی؟
آخه کم اعصابمون از دست خودی و نا خودی باید خورد باشه تو این سایت هم میایم میبینیم همچین افکار ضاله ای همینجوری ول شدن تا همه بخونن آخه چه عاقلی منابع و مراجع رو ول میکنه میره سراغ youtube اخه این کیه چقدر می فهمه که میگه منابع سند معتبر نداره آخه واقعا تو شیعه ای یا وهابی؟
منابع ما سند نداره مال این عامه و سنی ها هم سند نداره؟
اگه نداره پس بنال بینم ما به چی و کی و کجا استناد کنیم؟ اگه به تو بی. ........ که می گی youtube!!!!!!
خدایا شر این دشمنای دوست نما رو از سر ما کم کن...
من خودم یه شیعه هستم!!!!!!؟؟؟؟؟؟ آره ارواح خاکت........
الف) هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها تو سط عمر بن خطاب در کتب عامه:
1)ابن ابی شیبه در المنصف جلد هفتم ص 432
2)ابن قتیبه در الامامه والسیاسه جلد اول صفحه12
3)بلاذری در انساب الاشراف جلد اول ص586
4)طبری در تاریخ الامم والملوک جلد دوم ص443
5)مسعودی در اثبات الوصیه ص142
6)ابن عبد الربه در عقدالفرید جلد3 ص64
7)مقاتل ابن عطیه حنفی در الامامه والخلافه ص 160
8)شهرستانی در الملل والنحل جلد اول ص57
9)ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد 2 ص56
10)اسماعیل عماد الدین در المختصرفی اخبارالبشر جلد 2 ص 156
11)عمر رضا کحاله در اعلام النسا
12)عبدالفتاح عبدالمقصود در الامام علی بن ابی طالب.
13) بیش از 10 سند دیگر موجود است.
ب) شهادت حضرت محسن (ع) توسط ضربه ای که عمر بن خطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها زد در کتب عامه:
1)مسعودی اثبات الوصیه ص142
2)شهرستانی در الملل والنحل جلد 1 ص57
3)صفدی در الوافی بالوفیات جلد6 ص17
4)سفرائینی تمیمی در الفرق بین الفرق ص107
5)ذهبی در میزان الاعتدال جلد 1 ص139
6)حموی جوینی شافعی در فوائدالسمطین جلد 2 ص35
7)ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد 14 ص 92
ج) پشیمانی ابوبکر در اشتباه حمله به خانه حضرت زهرا (س):
1)ابن جریر طبری در تاریخ الامم والملوک جلد 2 ص619
2)مسعودی در مروج الذهب جلد2 ص194
3)طبرانی در المعجم الکبیر جلد1 ص62
4)ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد2ص46
5) متقی هندی در کنزل العمال جلد 5 صفحه 631
6) ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان
7)ابن قتیبه دینوری در الامامه والسیاس
8)دهلوی هندی در الزاله الخلافا
برای مطالعه بیشتر به کتاب شهادت مادرم زهرا افسانه نیست انتشارات امیرکلام مراجعه فرمایید
بر منکر شهادت حضرت الزهرا سلام الله علیها لعنت.
یاعلی
دوست عزیز که با نام السلام علیک یافاطمه الزهرا الصدییقه الشهیده نظر نوشته اید. شما تا وقتی تحقیق نکرده اید نمیتونید آیت الله قزوینی رو متهم کنید
آقای ناشناس شما هم یکم تند رفتید
ولی در کل در پاسخ به علی روشن ضمیر:
آیت الله قزوینی این حرف رو نزده اند و خودشون به شهادت خانم زهرا اعتقاد دارند و از کتب عامه و خاصه هم ثابت کرده اند و خود ایشون جواب این حرفی رو که شما زدید رو داده اند اینم فیلمش: http://www.aparat.com/v/MXkhI
برید ببینید که اصل حرف آیت الله قزوینی چی بوده و این ها در حرف ایشون تحریف به وجود آورده اند
والسلام
شیعه نیوز توروخدا نظر منو منتشر کن
تمام مراجع تقلید شیعه در طول تاریخ معتقد به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بدست دومی ملعون بوده و هستند.
پس یک مشت بی دین که این را انکار می کنند، دروغ گو هایی بیش نیستند.
تعجب می کنم با اینکه حضرت ایت ا... وحید خراسانی فرموده اند که دزدان دین شناسایی شوند، هنوز امثال این پیام نویس ها در اینترنت مشغول فعالیت هستند.
تو منابع اهل تسنن سندی بر شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها افضل الصلوات وجود نداره ؟؟؟!!!!!
این هم سند:
السیرةالنبویة 4/306 امرالسقیفة بنی ساعده ؛ المصنف بن ابی شیبة 7/432 ح 37045 ؛ الامامة والسیاسة 1/12 – 13 و18 ؛تاریخ یعقوبی2/123و13؛انساب الاشراف بلاذری 1/586 ؛امرالسقیفة 587/1188 ؛تاریخ الامم والملوک 2/443 ؛ حوادث 11هجری ،619ذکر اسماء قضاوته وکتابه ...448 ؛ تاریخ طبری 2/446 و 443 ؛مروج الذهب 2/194ذکرنسبع ولمع ... واثبات الوصیه 142 حکایت السقیفه ؛ العقد الفرید :کتاب العسجده الثانیه فی الخلفاء ...درقسمت خلافت ابی بکر 5/13و14 وچاپ مصر 1353 جلد3/64 ؛المعجم الکبیر 1/62 احیاءالتراث چاپ دوم ؛الاستیعاب چاپ دارالنهضة 3/975 ؛الملل والنحل چاپ دارالمعرفه 1/57 ؛حدیث السقیفه 2/21 ؛شرح ابن ابی الحدید 2/22 و 23 و45و47 و50و51و56و57و6/47و48و51و7/164و168و20/146و16و17 ایراد الکلام ابولمعانی ... ؛الکامل فی التاریخ 2/327 چاپ 1401بیروت ؛المختصرفی اخبار البشر1/156 مصر؛فهایةالرب فی الفنون الادب 19/40 قاهره ؛کنزالعمال 5/651ح14138 حرف خاءخلافت مع الامارة من الافعال و116ح14113 ؛ازالة الخلفاء 2/29 لاهور 1396 ؛قرة العینین 78 ؛اعلام النساء حرف فاءفاطمه بنت محمد صلی الله علیه وآله وسلم چاپ 5بیروت 1404 ؛تاریخ یعقوبی 2/126 خبر سقیفه بنی ساعده ؛انساب الاشراف 1/405 ؛فتوح البلدان ص45 چاپمصر 1959 ؛مسند احمد بن حنبل درحاشیه ی منتخب کنزالعمال 1/9 – 10 ؛ صحیح بخاری :تتاب المغازی باب غزوة الخیبر ح38 وتتاب الفرائض باب قول النبی صلوات الله علیه ؛سنن بیهقی 6/300 ؛جامع الاصول الاحادیث الرسول :حرف خاء تتاب خلافت وامارت ذکر خلفاء راشدون 4/482 ح2079 و10/386 و388 ؛التخلیص درحاشیه المستدرک علی الصالحین 3/154 ؛تاریخ الاسلام ص21 عهد خلافتء راشدین ؛ البدایة والنهایة:5/258 چاپ 6بیروت ؛تاریخ الخمیس :2/173 بیروت دوم ؛ وفاءالوفاء : 2/995 – 996 ؛تفسیر الوصول :2/46 کتاب الخلافة والامارة و4/11-12 کتاب فرائض میراث رسول الله صلوات الله علیه ؛اعلام النساء :4/122 تا 124 چاپ بیروت 1404 ؛ تاریخ مدینه منوره نمیری : 1/198 چاپ 140 ؛ذخائر العقبی :ص 53 قاهره 1356 ؛نورالابصار :ص47 مصر ؛ الامام علی بن ابی طالب علیهما سلام از عبد المقصود :1/190 و ... .
تازه درجوابیه هات ببین چندتامنبع ذکرشده!
ظلم به شیعه رابایددرکتب معتبرشیعه دنبالش بگردی!!!تازه جایی که سیدمتین گفته راهم یه سربزنی بدنیست شایدضمیرت راواقعاخداروشن کنه!
فریب خورده تویی من که فکرنمی کنم توحتی توشناسنامه هم شیعه باشی!
اینقدرماهواره نگاه نکن جوّ میگرتت!!!!!!!!!!!!!!
لعنت بردشمنان صدیقه ی کبری(س) واهل بیت(ع)
مادرم عاشقتم . کمکم کن در زندگی دنیا و آخرت
یکی از نتایج این دورغی که گفتی همین است که رکورد منفی ترین امتیاز در نظرات اینترنتی را شکسته ای.
حالا که از آخرت نمی ترسی، بترس از اینکه یکی مثل جناب ابولولو ی کاشان بالای سرت حاضر بشود...
اللهم عجل لوليك الفرج . . . . .
1-بفرض اینکه در کتب اهل تسنن نباشد آیا دلیل بر عدم اتفاق افتادن آن می باشد.
2-شما مگر سنی هستید که اعتقاداتهای خود را از اهل تسنن می گیرید؟
3-شما مگر در 1400 سال پیش بوده اید که بدون توجه به کتب شیعه منکر آن می شوید؟(اگر دلیل منطقی دارید بیان فرمایید، اگر هم ندارید نیاز نیست در جایی که تخصص ندارید اظهار نظر کنید)
4-متاسفم برای شما که اعتقادات خود را از اهل تسنن منحرف از سنت رسول خدا(ص) می گیرید،معلوم نیست اگر کامنتی در مورد غدیر و غصب خلافت و یا حتی توحید مطرح می شد چخ چیزهایی می گفتید.
مخلص کلام ، با انکار حقیقت شما نمی توانید آن را تغییر دهید.
ان شا الله که در قیامت با کسانی محشور شوید که منکر شهادت حضرت زهرا(س) در این دنیا می شدند.
یه مطالبی در وب خودم نشر میدم که همه حقایق در مورد شهادت بی بی دو عالم حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا س هست که تقریبا تمامی مطالب از کتب روای اهل ستن هست و همه آنها هم معتبر می باشد
من از کتاب اهل تسسن روایت آوردم می گن حضرت زهرا شهید شده اونای که با این مطلب مشکل دارن از کتاب های اهل شیعه که اونم معتبر باشه روایت بیارن
و این را بدانید و همه جا نقل کنید و اگر شده بر روی خورشید بنویسید که مادر ما را کشتند
ادرس وب سایت WWW.ESLAM90.BLOGSKY.COM
اسناد و منابع مربوط به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
آتش زدن دَر
1- سليم بن قيس، صص 585، 863- 868.
2- بحارالانوار، ج 22، صص 484- 485; ج 28، ص 269، 279- 299، 306- 309، 390، 411; ج 30، صص 348- 350 ج 31، ص 126; ج 43، ص 197; ج 95، صص 351- 354; ج 53، صص 14- 23.
3- عوالمالعلوم، ج 11، صص 400- 404، 441- 443.
4- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
5- اثبات الوصيه، ص 143.
6- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13; شعر برقى (متوفاى 245 ق).
7- المنتخب طريحى، ص 161; شعر خليعى (متوفاى 750 ق).
8- الغدير، ج 6، ص 391، شعر علاءالدين حلّى (متوفاى قرن هشتم).
9- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
10- ارشاد القلوب، به نقل از بحارالانوار.
11- الغارات.
12- الشافى فى الامامه، ج 3، ص 241.
13- تلخيص الشافى، ج 3، ص 76.
14- الهداية الكبرى، صص 163، 179، 407، 408، 417.
15- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
16- نوائبالدهور، ص 192.
17- فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
18- خصائص الائمه، صص 47، 72.
19- مصباحالانوار.
20- الطرف، صص 29- 34.
21- المحتضر، صص 44- 55.
22- الانوار النعمانيه.
23- تجريد الاعتقاد، ص 402.
24- نهجالحق، صص 271، 272.
25- كشفالمراد، صص 402، 403.
26- اللوامع الالهية فى المباحث الكلامية، ص 302.
27- مفتاحالباب، ابنمخدوم، ص 199.
28- الامامه، ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
29- الرسائل الاعتقاديه، ص 444.
30- كشفالغطاء، ص 18.
31- تشييد المطاعن.
32- الصوارم الماضيه، ص 56.
33- مقتل الحسين مقرم، ص 389، به نقل از كاشفالغطاء.
زدن حضرت زهرا سلام الله علیها
1- امالى صدوق، صص 99- 101، 118.
2- اثبات الهداة، ج 1، صص 280، 281.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
5- الفضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
6- غايةالمرام، ص 48.
7- المحتضر، صص 44- 55، 109.
8- مناقب آل ابىطالب، ج 2، ص 209.
9- وفاة الصديقة الزهراء، صص 60، 78.
10- تفسير عياشى، ج 2، صص 307، 308.
11- البرهان فى تفسير القرآن، ج 2، ص 434.
12- كامل الزيارات، صص 332- 335.
13- الهداية الكبرى، صص 179، 407، 408، 417.
14- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
15- نوائبالدهور، ص 194.
16- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
17- الاختصاص، صص 184، 185.
18- المغنى، ج 20، ق 1، ص 335.
19- الشافى فى الامامه، ج 4، صص 110- 120.
20- الانوار النعمانية.
21- مصباحالانوار، (قرن ششم).
22- نوادر الاخبار، ص 183.
23- علماليقين، صص 686- 688.
24- المنتخب طريحى، صص 136، 137، 293.
25- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
26- سيرة ائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
27- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
28- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
29- بيتالاحزان، ص 124.
30- الفرق بين الفرق، ص 148.
31- الخطط والآثار، ج 2، ص 346.
32- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
33- شرح نهجالبلاغه، ج 2، ص 60; ج 16، صص 235، 271،236.
34- اعلام النساء، ج 4، ص 124.
35- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13.
36- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
37- ديوان مهيار، ج 2، صص 367- 368.
38- الرجوزة فى التاريخ النبى والائمه، صص 13، 14.
39- تراجم اعلام النساء، ج 2، صص 316- 317.
40- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
41- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
42- سليم بن قيس، ج 2، صص 585، 586، 587، 674، 675، 907.
43- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 51، 62- 64، 261، 268- 270، پاورقى ص 271 يا 281، 297- 299، ج 43، صص 172، 173، 197- 200; ج 95، صص 351- 354; ج 30، صص 293- 295، 302، 303، 348- 350; ج 44; ص 149; ج 149; ج 53; صص 14- 23، 29- 192.
44- عوالمالعلوم، ج 11 صص 391، 392، 397، 400- 404، 413، 414، 416، 441- 443.
45- الاحتجاج، ج 1، صص 120- 126، 414.
46- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
47- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 60- 64.
48- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 189، 193، 194.
49- كامل بهايى، ج 1، صص 306، 312، 313.
شكستن پهلوى حضرت زهرا (س)
1- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
2- امالى صدوق، صص 99- 101.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- اثباتالهداة، ج 1، صص 280- 281.
5- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
6- فضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
7- مصباح كفعمى، صص 553.
8- البلدالامين، صص 551- 552.
9- علماليقين، ص 701.
10- رشحالبلاء، صص 553- 555.
11- الرسائل الاعتقاديه، ص 301.
12- طريق الارشاد، ص 465.
13- الصوارم الماضيه، ص 56.
14- اقبال الاعمال، ص 625.
15- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 261، 268- 270; ج 43، ص 172- 173; ج 82، ص 261، ج 97، صص 199- 200; ج 98، ص 44.
16- كتاب سليم بن قيس، صص 586- 594، 907.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 400- 404.
18- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
19- الاحتجاج، ج 1، صص 210- 216.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 186- 188.
21- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 320.
22- ادب الطف، ج 4، ص 32، شعر على بن مقرب (متوفاى 629 ق); ج 5، ص 329، شعر صالح فتونى (متوفاى 1190 ق).
23- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
24- شيخ محمد على جبعى به نقل از خط شهيد به نقل از مصباح شيخ ابومنصور.
مجروح شدن چشم حضرت زهرا (س)
سيرة الائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
الانوار القدسيه، صص 42- 44.
و منابع ديگر.
شهادت حضرت زهرا (س)
1- مزار مفيد، ص 156.
2- مقنعه مفيد، ص 459.
3- البلدالامين، ص 198 يا 287.
4- بحارالانوار، ج 25، ص 373; ج 28، صص 62- 64، 73، 262، 268، 270; ج 29، ص 129; ج 43، صص 170، 197- 200; ج 53، ص 23; ج 97، صص 165- 200; ج 99، ص 220.
5- مصباحالزائر، صص 25- 26.
6- مصباحالمتهجد، ص 654.
7- اقبال الاعمال، صص 624- 625.
8- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 574.
9- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 10.
10- ملاذ الاخيار، ج 9، ص 25.
11- الوافى، ج 14، صص 1370- 1371.
12- روضةالمتقين، ج 5، صص 342، 345.
13- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، صص 261- 264.
14- مصباح كفعمى، ص 522.
15- كتاب سليم بن قيس، ج 2، صص 586- 590، 873، 907، 915.
16- كامل بهايى، ج 1، ص 314.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 260، 398، 404 400، 411، 504.
18- مرآةالعقول ج 5، صص 315- 320.
19- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 186، 193- 194.
21- حديقةالشيعه، صص 265- 266.
22- القاب الرسول و عترته، صص 39، 43.
23- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
24- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
25- فضائل ابنشاذان، ص 141.
26- دلائلالامامه، صص 26- 27، 45.
27- كامل الزيارت، صص 326- 327، 332- 335.
28- كنزالفوائد، ج 1، صص 149- 150.
29- روضات الجنات، ج 6، ص 182.
30- الاختصاص، صص 184- 185، 343.
31- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
32- كافى، ج 1، ص 458.
33- الرسائل الاعتقاديه، صص 301- 302.
34- التتمة فى تواريخ الائمه، صص 28، 35.
شهادت حضرت محسن فرزند حضرت زهرا (س)
1- مسند احمد، ج 1، صص 98، 118.
2- البدء والتاريخ، ج 5، ص 75.
3- تاريخ دمشق، (ترجمة الامام الحسين)، ص 18.
4- السنن الكبرى، ج 6، ص 66; ج 11، ص 63.
5- الروضة الفيحاء، ص 252.
6- تذهيب تاريخ دمشق، ج 4، ص 204.
7- الادبالمفرد، ص 121.
8- اسدالغابه، ج 2، ص 18; ج 4، ص 308.
9- الاصابه، ج 3، ص 471.
10- الذرية الطاهره، صص 90، 97، 155.
11- الاستيعاب، ج 1، ص 369.
12- نهايةالارب، ج 18، ص 213; ج 20، صص 221، 223.
13- الرياض المستطابه، ص 293.
14- تاريخ الخميس، ج 1، صص 279، 418.
15- منتخب كنزالعمال، ج 5، ص 108.
16- مختصر تاريخ دمشق، ج 7، صص 7، 177.
17- المستدرك على الصحيحين، ج 3، صص 165- 166.
18- مجمعالزوائد، ج 8، ص 25- 52; ج 4، ص 59.
19- تلخيص المستدرك.
20- ذخائرالعقبى، صص 55، 116- 119.
21- انسابالاشراف، ج 3، ص 144.
22- التبيين فى انساب القرشين، صص 91- 92، 133، 192.
23- كفايةالطالب، ص 208.
24- تذكرةالخواص، صص 193، 322.
25- شرحالمواهب، ج 4، ص 339.
26- البداية والنهاية، ج 7، ص 332.
27- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
28- كنزالعمال، ج 6، ص 221.
29- مناقب آل ابىطالب، ج 1، ص 16.
30- الكامل فى التاريخ، ج 3، ص 397.
31- تاريخ الامم والملوك، ج 5، ص 153.
32- دلائل النبوه، ج 3، ص 161.
33- البداية والنهاية، ج 3، ص 346; ج 7، ص 332.
34- الحدائق الوردية، ج 1، ص 52.
35- المواهب اللدنيه، ج 1، ص 198.
36- جمهرة نساب العرب، ص 16.
37- نزل الابرار، ص 34.
38- الرياض النضره، مج 2، ص 239.
39- ارشاد السارى، ج 6، ص 441.
40- البحر الزخار، ج 1، صص 208، 221.
41- اتحاف السائل، ص 33.
42- لباب الانساب، ج 1، ص 337.
43- الجوهرة فى نسب الامام على، ص 19.
44- تاريخ الهجرة النبويه، ص 58.
45- صفة الصفه، ج 2، ص 5 يا 9.
46- التحفة اللطيفه، ج 1، ص 19.
47- الرياض المستطابه، صص 292- 293.
48- نورالابصار، ص 147.
49- المختصر فى اخبار البشر، ج 1، ص 181.
50- المعارف، صص 143، 210- 211.
51- ينابيع المودة، ص 201.
52- عوالمالعلوم، ج 11، ص 539.
53- عيونالاثر، ج 2، ص 290.
54- حبيبالسير، ج 1، ص 463.
55- تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 213.
56- كشف الاستار، ج 2، ص 416.
57- موارد الظمان، ص 551.
58- ترجمة الامام الحسن، ص 34.
59- السيرة الحلبيه، ج 3، ص 292.
60- المعجمالكبير، ج 3، صص 29، 96- 97.
61- الاحسان فى تقريب صحيح ابنحبان، ج 15، ص 410.
ذكر محسن (ع)
منابع زير فقط نام محسن را بدون ذكر سقط يا عدم سقط او آوردهاند:
1- قاموس المحيط، ج 2، ص 55.
2- بحارالانوار، ج 43، صص 16- 17، 213، 238.
3- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
4- لسانالعرب، ص 4، ص 393.
5- دلائلالنبوه، ج 3، ص 162.
6- عوالمالعلوم، ج 11، صص 69، 272، 480، 539.
7- جامعالاصول، ج 12، صص 9- 10.
8- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 2، 11.
9- ذخائرالعقبى، ص 55.
10- ارشاد السارى، ج 6، ص 141.
11- سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 119.
12- الاصابه، ج 3، ص 471.
13- الائمة الاثنى عشر، ص 58.
14- تذهيب الاسماء، ج 1، ص 349.
15- مقتل للحسين، ج 1، ص 83.
16- تاريخ الخميس، ج 1، صص 278- 279.
17- البداية والنهاية، ج 5، ص 293.
18- الثقات، ج 2، ص 204.
19- شرح بهجة المحافل، ج 2، ص 138.
20- مآثر الانافه، ج 1، ص 100.
21- نورالابصار، ص 103.
22- روضةالمناظر، ج 7، ص 195.
23- فاطمة بنت رسولالله، ص 93.
24- مناقب آل ابىطالب، ج 3، ص 132.
25- الهداية الكبرى، ص 176.
26- ازهار بستان الناظرين، ج 1، ص 263.
سقط محسن بدون ذكر سبب
1- كافى، ج 6، ص 18.
2- عوالمالعلوم، ج 11، ص 411.
3- بحارالانوار، ج 7، صص 328- 329; ج 10، ص 112، ج 12، صص 6- 7; ج 23، صص 130- 131، ج 42، ص 90، ج 43، ص 145، 195; ج 101، صص 112- 118.
4- خصال، ج 2، صص 434 يا 634.
5- عللالشرايع، ج 2، ص 464.
6- جلاءالعيون، ج 1، ص 222.
7- تاريخ اهل البيت، ص 93.
8- كشفالغمه، ج 2، ص 67.
9- اسعاف الراغبين، ص 86.
10- تاريخ الائمه، ص 16.
11- تاجالمواليد، صص 18، 23- 24.
12- تنقيح المقال، ج 3، ص 82.
13- الفصول المهمه، صص 126 يا 135.
14- نزهةالمجالس، ج 2، صص 184 يا 194.
15- ارشادالمفيد، ج 1، ص 355.
16- اعلامالورى، ص 203.
17- المستجاد، ص 140.
18- العمده، ص 30.
19- تفسير قمى، ج 1، ص 128.
20- نورالثقلين، ج 1، ص 348.
21- البرهان، ج 1، صص 328- 329.
22- اربعين هروى، ص 68.
23- مطالب السؤل، ص 45.
24- الشجره، ص 6.
25- اولاد الامام على، ص 46.
26- مشارقالانوار، ص 132.
سقط محسن با ذكر سبب
1- اثبات الوصيه، ص 143.
2- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
3- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
4- بيتالاحزان، ص 124.
5- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
6- شرح نهجالبلاغه، ج 2 ص 60; ج 14، ص 193.
7- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
8- المنتخب طريحى، صص 136- 293.
9- ارجوزة العاملى، صص 13، 14.
10- تراجم اعلامالنساء، ج 2، صص 316- 317.
11- الانوار القدسيه، صص 42، 44.
12- فرائد السمطين، ج 2، صص 34، 35.
13- امالى صدوق، صص 99، 100.
14- ارشادالقلوب، ص 295.
15- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 188، 193.
16- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
17- فضائل ابن شاذان، صص 8- 12.
18- غايةالمرام، ص 48.
19- المحتضر، ص 109.
20- اقبال الاعمال، ص 625.
21- دلائل الامامه، صص 26- 27، 45.
22- مهجالدعوات، صص 257- 258.
23- مصباح كفعمى، صص 522، 553- 554.
24- مسند الامام الرضا، ج 2، ص 65.
25- الامامة ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
26- ضياءالعالمين، ج 2، ق 2، صص 62- 64.
27- الرسائل الاعتقاديه، ص 301; طريق الارشاد، صص 444، 446، 465.
28- الحدائق الناضره، ج 5، ص 180.
29- تشييد المطاعن، ج 1، صفحات زياد.
30- الصوارم الماضيه، ص 56.
31- روضات الجنات، ج 1، ص 358.
32- تلخيص الشافى، ج 3، صص 156- 157.
33- النقض، ص 298.
34- اللوامع الالهيه، ص 302.
35- مناظره الغروى والهروى، صص 47- 48.
36- نفحات اللاهوت، ص 130.
37- احقاقالحق، ج 2، ص 374.
38- سيرةالائمة الاثنى عشر، ج 3، ص 132.
39- الصراط المستقيم، ج 3، ص 12.
40- كامل بهايى، ص 309.
41- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 28.
42- اثبات الهداة، ج 2، صص 337- 338، 360، 370، 380، 381.
43- مناقب آلابىطالب، ج 3، ص 407.
44- بحارالانوار، ج 3، ص 393; ج 25، ص 373; ج 27، صص 37- 39، 209- 210، 264، 268، 270، 271 يا 281; 308، 323; ج 29، ص 192، ج 30، صص 294- 295، 348- 350; ج 39، صص 41- 42; ج 42، ص 91; ج 43، صص 170- 173; 197- 200; 233، 237، 22، 64; ج 82، ص 261; ج 83، ص 223; ج 97، صص 199- 200.
45- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 398، 400، 411، 414، 416، 41، 443، 504، 539.
46- المجدى فى انساب الطالبين، ص 12.
47- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
48- نوائبالدهور، صص 192، 194.
49- اختصاص، صص 184- 185، 343، 344.
50- كامل الزيارات، صص 326- 327، 332- 335.
51- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
52- كتاب سليم بن قيس، صص 585- 590.
53- الاحتجاج، صص 210- 216، 414.
54- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
55- كفاية الطالب، ص 413.
56- حديقة الشيعه، صص 265- 266.
57- معانىالاخبار، ص 205- 207.
58- الهدايةالكبرى، صص 179- 180، 408، 417.
59- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
60- البلدالامين، صص 551- 552.
61- علماليقين، صص 686- 688، 701.
62- روضةالمتقين، ج 5، ص 342.
63- تراجم اعلام النساء، ص 321.
64- نوادرالاخبار، ص 183.
65- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
66- البدء والتاريخ، ج 5، ص 20.
67- فاطمة بنت رسولاللَّه، ص 94.
68- التنبيه والرد على اهل الاهواء، صص 25- 26.
69- منتهى الآمال، ج 1، صص 201، 263.
70- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 35.
71- مقتل الحسين مقرم، ص 389.
72- ميزان الاعتدال، ج 1، ص 268.
73- لسانالميزان، ج 1، ص 268.
74- سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.
انکار شهادت دلیل کفر وارتداد نمی شود ولذا نمی شود منکر شهادت را که دارای اعتقادات شیعی است لعنت کرد
ضمنا اهل بیت ع نیاز به تملق ندارند بگذارید علماء آزادانه کار تحقیق تاریخ را انجام دهند ودرنهایت ما تابع نظر فقهاء درتاریخ هستیم
بله انکار مقامات فاطمه سلام الله علیها بحث دیگری است که با توجه به تواتر روایات وآیات اگر عالمی عامدا انکار کند شیعه محسوب نمی شود
در مجموع نکات بسیار صحیح و محکمی را بیان کرده اید.
مرحوم ایت ا... تبریزی در این عبارت ، - که عین عبارت اایشان نبود و مضمون آن بود - از موضعی که شما به مطلب نگاه کرده اید ، بحث را طرح نکرده اند.
بلکه به جهت اینکه بعضی عمامه به سر های بی سواد و سست عقیده، نسبت به شهادت بی بی (سلام الله علیها) محکم نبودند، ایشان در جواب این عده ، جمله ی مذکور را فرمودند.
اما در کل فرمایش جنابعالی بسیار متین است، و دلیل تفاوت آن با جمله ی مذکور، اینست که هر گوینده، نسبت به مخاطبین خاص خود نظر دارد...
پیام اون یارو آنقدر دور از وادی و پرت و پلا است که اصلا ارزش بررسی ندارد.
بنده مقدادوعمارتواند
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
در باره شهادت حضرت زهرا (س) احاديث فراواني است. که به چند حديث اشاره ميکنيم.
در کتاب اختصاص شيخ مفيد از عبدالله سنان از امام صادق (ع) روايت ميکند:
ابوبکر در رد فدک براي زهرا نامه نوشت. زهرا در حالي که نوشته را در دست داشت، عمر در راه به او رسيد، گفت: دختر محمد! اين نوشته چيست؟ حضرت فرمود: اين نوشته اي است که ابوبکر در رد فدک برايم نوشته است. عمر گفت: بده به من. زهرا(س) حاضر نشد نوشته را به او بدهد. در اين هنگام عمر لگدي به زهرا(ع) که فرزند پسري به نام محسن در شکم داشت، کوبيد. در اثر اين ضربه زهرا (س) محسن را سقط کرد. سپس عمر او را سيلي زد. گويي هم اکنون به گوشواره هاي گوشش مي نگرم که در اثر آن سيلي شکست. سپس نوشته را برداشت و پاره کرد. زهرا (س) به خانه رفت و هفتاد و پنج روز بر اثر آن ضربت مريض بود تا شهيد شد. (1)
در حديث ديگري در همين کتاب ذکر شده که امام صادق مي فرمايد : عمر با جدمان علي (ع) و فاطمه و امام حسن و امام حسين (ع) مبارزه کرد که در نتيجه کارهايش منجر به شهادت آن ها شد. (2 )
مفضل در حديثي از امام صادق(ع) نقل مي کند :براي بيعت با ابوبکر، عمر با حالتي خشم و غضب با خالد و قنفذ آمدند در خانه علي (ع)قنفذ دستش را وارد خانه کرد تا در را باز کند . عمر با تازيانه چنان به بازوي زهرا زد که همچون بازوبند روي بازويش حلقه زد . لگدي به درکوبيد که به شکم فاطمه (ع)خورد، در حالي محسن شش ماهه را در شکم داشت. سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ و.. چنان به زهرا سيلي زدند که گوشواره اش شکست. فاطمه بلند بلند مي گريست. پدر خود را صدا مي زد(3) به سبب لطمه هائي که به حضرت وارد شد و محسن سقط شد. زهرا بيمار شد و از دنيا رفت (4 )( شهيد شد).
به کتاب رنج هاي حضرت زهرا، سيد جعفر مرتضي و
يورش به خانه وحي، نوشته آيه الله جعفر سبحاني و
الدليل الغراء علي شهاده الزهراء، نوشته آيه الله سبحاني مراجعه نماييد.
پي نوشت ها:
1. رنج هاي حضرت زهرا، سيد جعفرمرتضي، ص155 ،قم ،انتشارات تهذيب ،1382 ه ش ،چاپ سوم ،ترجمه محمد سپهري .
2. همان.
3. همان، ص 605.
4 .همان ص496 .
پرسش 3:
?.چرا حضرت علي ع در برابر چنين حادثه اي واکنش نشان نداد و انتقام حضرت فاطمه الزهرا س را نگرفت ؟
پاسخ:
$$
نخست به علل سکوت امام علي (ع) در برابر خلفا اشاره مي شود و سپس بر اين مطلب اشاره مي شود که چرا امام علي (ع) در برابر اهانت به حضرت زهرا (س) سکوت نمود .
يکي از بخش هاي مهم زندگاني امام علي (ع) دوران سکوت 25 ساله او در برابرخلفاي سه گانه است. اين امر بدان معنا نيست که امام از حق خود دفاع نکرد و خلفا را تأييد مي نمود، بلکه سکوت امام در راستاي حفظ وحدت اسلامي،(1) حفظ دين (2) و فراهم نبودن شرايط قيام بود. (3) لذا خود امام بار ها به علل سکوت خود تصريح و ياد آور شد که حق وي را غصب نموده اند، اما جهت مصالح عمومي سکوت مي نمايد. در اين جا به برخي سخنان امام علي (ع) اشاره مي شود:
1. امام هنگامي که براي سرکوبي پيمان شکنان (طلحه و زبير) عازم بصره بود، خطبه اي ايراد کرد و فرمود: «هنگامي که خداوند پيامبر خود را قبض روح کرد، قريش با خود کامگي، خود را بر ما مقدم شمرده ما را - که به رهبري امت از همه شايسته تر بوديم- از حق ما باز داشت، ولي من ديدم که صبر و بردباري بر اين کار، بهتر از ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و ريخته شدن خون آنان است؛ زيرا مردم، به تازگي اسلام را پذيرفته بودند و دين مانند مشکي مملوّ از شير بود که کف کرده باشد و کوچک ترين سستي و غفلت آن را فاسد مي سازد، و کوچک ترين فرد آن را وارونه ميکند» . (4)
2. از آن جا که بسياري از گروه ها و قبايلي که در سال هاي آخر عمر پيامبر مسلمان شده بودند، هنوز آموزش هاي لازم اسلامي را نديده بودند؛ بعد از در گذشت پيامبر اسلام پرچم «ارتداد» را بلند کردند و حاضر به پرداخت ماليات اسلامي نشدند و با گرد آوري نيروي نظامي مدينه را به شدت مورد تهديد قرار دادند.
به همين جهت نخستين کاري که حکومت جديد انجام داد اين بود که گروهي از مسلمانان را براي نبرد با «مرتدان» و سرکوبي شورش آنان بسيج کرد و سرانجام آتش شورش آنان با تلاش مسلمانان خاموش گرديد. در چنين موقعيتي ، هرگز صحيح نبود که امام پرچم ديگري به دست بگيرد و قيام کند.
حضرت در يکي از نامه هاي خود که به مردم مصر نوشته است به اين نکته اشاره ميکند و ميفرمايد: «به خدا سوگند هرگز فکر نمي کردم و به خاطرم خطور نمي کرد که عرب بعد از پيامبر امر امامت و رهبري را از اهل بيت او بگيرند و (در جاي ديگر قرار دهند) و خلافت را از من دور سازند! تنها چيزي که مرا ناراحت کرد، اجتماع مردم در اطراف فلاني (ابوبکر) بود که با او بيعت کنند. (وقتي که چنين وضعي پيش آمد) دست نگه داشتم تا اين که با چشم خود ديدم گروهي از اسلام بازگشته و مي خواهند دين محمد (ص) را نابود سازند. (در اين جا بود) که ترسيدم اگر اسلام و اهلش را ياري نکنم بايد شاهد نابودي و شکاف در اسلام باشم که مصيبت آن براي من از محروم شدن از خلافت و حکومت بر شما بزرگ تر بود، چرا که اين بهره دوران چند روزه دنيا است که زايل و تمام مي شود، همان طور که «سراب» تمام ميشود و يا ابرها از هم مي پاشند. پس در اين پيش آمدها به پا خاستم تا اين که جلو نادرستي و تباهکاري گرفته شده و دين پابرجابماند» . (5)
3. علاوه بر خطر مرتدين، مدعيان نبوت و پيامبران دروغين مانند: «مسيلمه کذاب»، «طليحه» و «سجاح» نيز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نيروهايي دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدينه را داشتند که با همکاري و اتحاد مسلمانان پس از زحماتي نيروهاي آنان شکست خوردند. نيز خطر حمله احتمالي روميان نيز مي توانست مايه نگراني ديگري براي جبهه مسلمانان باشد.
با در نظر گرفتن نکات مذکور، به خوبي روشن ميشود که چرا امام بعد از آن که مکرر حق خود را مطالبه نمود و شديداً بر غاصبان حقش اعتراض کرد، صبر را بر قيام ترجيح داد و چگونه با صبر و تحمّل و تدبير و دور انديشي، جامعه اسلامي را از خطرهاي بزرگ نجات داد، و اگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخيم اختلاف و دودستگي نمي ترسيد، هرگز اجازه نمي داد رهبري مسلمانان از دست اوصيا و خلفاي راستين پيامبر خارج شود و به دست ديگران بيفتد. (6)
سکوت امام در برابر شکنجه حضرت زهرا (س) نيز در راستاي سکوت 25 ساله امام شکل گرفته است. بي ترديد علي(ع) يکي از شجاع ترين انسانها بود . عدم دفاع امام مبتني بر ترس از مرگ و يا بي اعتنايي در برابر شکنجه حضرت زهرا (س) نبود، بلکه سکوت امام بدان جهت بود که شرايط دفاع فراهم نبود . امام قدرت لازم براي احقاق حقوق از نظر اجتماعي و ياران را نداشت.
البته قدرت دفاع نداشتن، به معناي ضعف و ترس حضرت نيست، بلکه مقصود اين است که به خاطر مصالحي، در موضوع حق حاکميت بر مسلمانان که بزرگ ترين حق حضرت و حق مردم مسلمان بود، سکوت کرد، در مسايل شخصي مانند شکنجه حضرت زهرا و شکنجه خود نيز سکوت کرد. و اين روش امامان ديگر نيز بوده است که در مصالح اسلام و مسلمانان از حقوق خود گذشته و حتي جان خود را فدا نموده و بعضاً راضي شدند که خانواده شان اسير شود.
اين مسئله را در پاسخ حضرت علي (ع) به فاطمه (س) در همين موضوع مي يابيم. حضرت زهرا (س) بعد از بيان خطبه در مسجد النبي (ص) خطاب به علي (ع) عرض نمود: اي فرزند ابي طالب! آيا مانند کودکي که در جنين است، پرده پوشيده و در خانه نشسته اي، مانند کسي که به او تهمت زده شده است؟! شاه پرهاي بازها را در هم مي شکستي، اما اکنون از پر و بال هاي مرغان ناتوان فرو مانده اي! اينک فرزند ابي قحافه... آشکارا با من دشمني مي ورزد و به سختي در سخن من ميتازد! (7)
علي (ع) در جواب فرمود: "... غم و اندوه تان را فرو نشانيد ، اي دختر برگزيده عالميان و يادگار پيامبر آخر الزمان! من که در دينم هرگز سستي نورزيدم و از حدّ توانم دور نشده ام ... آنچه را که براي شما (در آخرت) مهيا و آماده شده، برتر از آن است که از دست شما گرفتند. بنا بر اين مسئله را به خدا وا گذاريد. (8)
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 72، سيري در نهج البلاغه، شهيد مطهري ،ص 182. ناشر صدرا.
2. شرح ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، چاپ : أول، سال چاپ : 1378 - 1959 م، ناشر : دار إحياء الكتب العربية - عيسى البابي الحلبي و شركاه ج 17 - 18، ص 107؛ سيري در نهج البلاغه، ص 182.
3. الامامة و السياسة، ابن قتيبة الدينوري ، تحقيق الزيني ،تحقيق : طه محمد الزيني، ناشر : مؤسسة الحلبي و شركاه للنشر و التوزيع، ص 15.
4. شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، ج 1، ص 308، چاپ : أول، سال چاپ : 1378 - 1959 م، ناشر : دار إحياء الكتب العربية ، عيسى البابي الحلبي و شركاه .
5. نهج البلاغه (فيض الاسلام) ،ص 1039 ، نامه 62، تهران، چاپ آفتاب.
6. جعفر سبحاني، فروغ ولايت، ص 151 - 173، انتشارات صحيفه ، چاپ اول ، سال 1368؛ مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، ص 63 - 71 ،
7. عزالدين حسيني زنجاني، شرح خطبه حضرت زهرا (س). ناشر موسسه بوستان كتاب، چاپ دهم ، 1387ج 2، ص 332 .
8. شرح خطبه حضرت زهرا (س) ، ج 2، ص 333 - 334.
اگر افتخار میدید تا من نوشته خودم رو با کمال احترام بزارم.
تمام دلیل ناراحتی حضرت فاطمه زهرا(س) و همچنین خطبه 202 نهج البلاغه فقط به دلیل فدک است و همچنین بحث تهدید.
اگر شیعه آنلاین نظر من رو پخش کنه دلایل خودم رو دقیق و مو به مو ارائه میدم.
وضعیت شما در اولین پیامت و نسبت دروغ واضحی که نوشتی، کاملا روشن شده است.
حالا شاید از ترس به فکر جبران افتاده ای!
به هر حال من که آماده ی مناظره هستم اگر سایت محترم اجازه بدهند.
ثانیا اینجا شیعه نیوز است نه شیعه آنلاین.
ثالثا «گذاشتن» با «دال ذال » است نه با
« ر ز »!!!
رابعا مراد شما از «برادران » کیست؟ ما که با دشمن امیرالمؤمنین (علیه السلام) برادر نیستیم. شما را نمی دانم.
خامسا این حرفها که نوشته اید نشان می دهد که هنوز دنبال هوچی گری هستید و اگر نه مطلب در مدارک شیعه و همچنین اهل تسنن کاملا واضح و روشن است. پس وقت خود و مردم را بیش از این تلف نکن.
در مدارک شیعه که مطلب آنقدر واضح است که هیچ انسان عاقلی در قتل حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) به دست عمر بن خطاب (لع) تردیدی نمی کند. در این باره به یک سخن از رجالی بزرگ شیعه - مرحوم شیخ طوسی - فعلا اکتفا می کنم: المشهور الذی لاخلاف فیه بین الشیعه ان عمر بن ضرب علی بطنها حتی اسقطت... (تلخیص الشافی 3 - 156)
که به روشنی تصریح شده که شیخ طوسی عقیده دارد در میان شیعیان هیچ اختلافی وجود ندارد که عمر (لع) به حضرت زهرا (سلام الله علیها) ضربه زد تا آنکه حضرت محسن (علیه السلام) را سقط نمود...
مدارک شیعه آنقدر واضح و فراوان است که نیازی به شرح بیشتر ندارد. اگر لازم باشد قابل ارائه است.
اما مدارک فرقه ی اهل تسنن:
اولا لازم است تذکر و هشدار دهم که ارائه ی مدارک از کتب این فرقه به معنی این نیست که ما اندک اعتباری برای این کتب قائل باشیم بلکه صرفا از این جهت است که با مبنای خودشان حجت برشان تمام شود و هیچ بهانه ای نماند.
ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن موید بن حمویه بن جوینی شافعی فردیست که از نظر منقد بزرگ اهل تسنن یعنی شمس الدین الذهبی بسیار معتبر می باشد. رک : تذکره الحفاظ 4 - 1505 .
پس جوینی شافعی از نظر نقل و ضبط احادیث نبوی در دیدگاه اهل تسنن از اعتبار ویژه ای برخوردار است.
متن عبارت جوینی شافعی در این باره چنین است:
فتقدم علی محزونه مکروبه مغمومه مغصوبه مقتوله .
فاقول عند ذلک : اللهم العن من ظلمها ...
ر.ک: فرائد السمطین ج 2 - 34 .
که به روشنی تصریح شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله می فرماید : فاطمه نزد من خواهد آمد درحالیکه ناراحت و سختی دیده و غصه دار است و حقش غصب شده و «کشته شده» است. پس آنگاه من دعا می کنم: خداوندا ! کسیکه به فاطمه ظلم کرده را لعنت فرما...
مدارک فراوان دیگری هم هست . اما گویا شما قصد مناظره ی منصفانه نداری، لذا فعلا به همین قدر اکتفا می کنم.
والسلام علی من اتبع الهدی
مگر از عمر سنی تر هم وجود دارد ؟ به اعترافات بزرگ سنی ها توجه کنید:
... به ما خبر رسید که علی، فاطمه و حسن و حسین را به در خانه های مهاجران و انصار می برد و بیعت ما را با خودش در چهار موضع یاد آوری و آنان را تحریک می کند.مردم شبانه به او نوید یاری می دهند ولی صبح فردا از وعده خود بر می گردند.
پس به خانة علی رفتم تا از او بخواهم از خانه بیرون بیاید. کنیزش فضّه پشت در آمد به او گفتم:
به علی بگو برای بیعت با ابوبکر بیرون بیاید چون مسلملنان با او بیعت کرده اند!
فضّه گفت:امیر المؤمنین مشغول است.
گفتم:این سخن ها را واگذار(وبهانه نیاور) بگو بیرون بیاید والّا داخل میشویم و به زور بیرونش می کشیم!
پس فاطمه پشت در آمد،ایستاد و گفت:ای گمراهان دروغگو چه می گویید و چه می خواهید؟
گفتم ای فاطمه!
گفت: ای عمر چه می خواهی؟
گفتم :چرا پسر عمویت تو را برای پاسخگویی فرستاده و خود پشت پرده نشسته؟
گفت:ای بد بخت!طغیان و سرکشی تو مرا از خانه بیرون آورده است تا حجّت و دلیل بر تو و بر هر گمرا هی ثابت شود.
گفتم:این یاوه ها و حرفهای زنانه را کنار بگذار و به علی بگو بیرون بیاید.
فاطمه گفت: محبت و احترامی دربین نیست،آیا مرا از حزب شیطان می ترسانی ای عمر با این که حزب شیطان ضعیف است؟
گفتم:اگر علی بیرون نیاید هیزم فراوانی می آورم و خانه را با هر که در آن است می سوزانم تا اینکه برای بیعت بیاید.پس تازیانة قنفذ را گرفته بر او زدم و به خالد بن ولید گفتم:تو و همرا هانت به سرعت بروید وهیزم جمع کنید و گفتم:آن هیزم ها را آتش خواهم زد.
فاطمه گفت:ای دشمن خدا و دشمن رسول خدا و دشمن امیر المؤمنین!
پس دستش را بر در گذاشت تا مانع من از باز کردن در شود. به طرف در رفتم،استقامت کرد؛با تازیانه بر دست هایش زدم،به دردش آورد،صدای ناله و گریه اش را شنیدم.نزدیک بود دلم بسوزد و برگردم که به یاد کینه های علی و حرص و ولع او در ریختن خون بزرگان عرب و نیرنگ محمد و سحرش افتادم؛پس در حالی که او خود را به در چسبانده بود تا مانع شود با تمام توان لگدی به در زدم [ناگهان] فر یادی کشید که گمان کردم مدینه زیر و رو شد،وصدا زد:
«ای بابا ای رسول خدا این چنین رفتار می شود با حبیبه ات و دخترت،آه ای فضّه!مرا بگیر به خدا قسم فرزندی که در شکم داشتم کشته شد»
صدای ناله اش را از درد سقط در حالی که به دیوار تکیه داده بود شنیدم.در را باز کردم و داخل شدم،به من چنان رو کرد که چشمهایم تاریک شد.از روی مقنعه طوری بر دو گونه اش زدم که گوشواره ها پاره شد و به زمین ریخت...
(شکی نیست بر اثر همین يورش دژخيمان غاصب به خانه اش و وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمايه اش، و آن حضرت را به بستر بيمارى كشانده و سرانجام به شهادت رسید.)
منبع :علامه مجلسی(ره)در بحارالانوارمجلد30 صفحه287 رقم151 باسند مذکور ازابوحسين محمدبن هارون بن موسی التلعكبري ازپدرش ازابوعلي محمد بن همام ازجعفربن محمد بن مالک الفزاری از عبد الحمن بن سنان صيرفي از جعفربن علی حوار ازحسن بن مسکان از مفضل بن عمر جعفی ازجابر جعفی از سعيد بن مسيب
چنانکه معصوم علیه السلام فرمود : دروغ می گوید کسیکه دم از محبت ما اهل بیت بزند ولی از دشمن ما برائت نجوید.
عقل هم می گوید اجتماع نقیضین محال است.